آخرین اخبار

طوفانِ نوجوانانِ آرمانی در قبله‌ی تهران؛ روایتی از میثاقِ یازده‌هزار نفری در سنگرِ مسجد

در آستانه فرارسیدن ایام اربعین حسینی و به منظور زنده نگه‌داشتن یاد و راه شهدای گرانقدر مقاومت، تجمع باشکوه «هیأت نوجوانان آرمانی»با برنامه‌ محوری «بدرقه زوار اربعین حسینی به نیابت از رهبر شهید» در مصلای حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه‌السلام) با حضور پرشور نوجوانان، مداحان اهل‌بیت (ع) و برنامه‌های متنوع فرهنگی برگزار شد.
اشتراک گذاری
05 مرداد 1405
کد مطلب : 6829

به عنوان یک خبرنگار، بارها در صفِ ورودی رویدادهای بزرگ ایستاده‌ام؛ با اعداد و ارقامِ برآوردها زندگی کرده‌ام و می‌دانم «هشت‌هزار نفر» برای فضای داخلی و بیرونی مصلای شهرری چقدر اذحام جمعیت مضاعف دارد و سالن را پُر و صدای جمعیت را بلند کند. اما وقتی شنبه صبح، قدم به مصلای حضرت عبدالعظیم(ع) گذاشتم، تمام محاسبات ذهنی‌ام در برابر واقعیتی که پیش رویم بود، رنگ باخت.

طوفانِ نوجوانانِ آرمانی در قبله‌ی تهران؛ روایتی از میثاقِ یازده‌هزار نفری در سنگرِ مسجد

قرار بود هشت هزار نفر بیایند، اما وقتی چشم می‌چرخاندم، حصارِ عددها شکسته بود. یازده هزار نفر آمده بودند؛ یازده هزار قلبی که در سینهِ نوجوانانی می‌تپید که گویی برای یک میثاقِ سرنوشت‌ساز، از تمام کوچه‌پس‌کوچه‌های تهران خودشان را به قبله‌ی تهران رسانده بودند.

فضا، فقط یک «همایش» یا «هیئت» نبود؛ جریانی بود که از عمقِ مساجد جوشیده بود. وقتی در میانِ انبوهِ پرچم‌های برافراشته قدم می‌زدم، در نگاهِ تک‌تک آن نوجوانان، چیزی فراتر از یک حضورِ ساده می‌دیدم؛ یک «اعلام حضور» بود. انگار هر کدامشان با آن حضورِ گرم و پرشورشان، داشتند به تاریخِ این شهر می‌گفتند که مسجد، هنوز سنگرِ امنِ آرزوهای بزرگ است.

طوفانِ نوجوانانِ آرمانی در قبله‌ی تهران؛ روایتی از میثاقِ یازده‌هزار نفری در سنگرِ مسجدطوفانِ نوجوانانِ آرمانی در قبله‌ی تهران؛ روایتی از میثاقِ یازده‌هزار نفری در سنگرِ مسجدطوفانِ نوجوانانِ آرمانی در قبله‌ی تهران؛ روایتی از میثاقِ یازده‌هزار نفری در سنگرِ مسجد

خروشِ نسلِ نو در پناهِ سیدالکریم (ع)

آنچه در مصلای ری دیدم، تقابلِ سکوت با فریادِ ایمان بود. وقتی صدایِ جمعیت اوج می‌گرفت، دیگر مهم نبود که این‌ها دانش‌آموزند یا نوجوانانِ دغدغه‌مند؛ مهم این بود که آن‌ها یک «امتِ کوچک» شده بودند. موجِ جمعیت، آن‌قدر وسیع بود که انگار دیوارهای مصلایِ حرم را به لرزه درآورده بود. من در آن لحظه‌ها، نه به خبرِ «۱۱ هزار نفر» برای تیترِ یادداشت فکر می‌کردم، نه به گزارشِ خبری؛ تنها چیزی که در ذهنم می‌چرخید، این بود که این «نسلِ آرمانی»، با این شور و این توان، چه آینده‌ای را برای این شهر و این دیار رقم خواهند زد.

طوفانِ نوجوانانِ آرمانی در قبله‌ی تهران؛ روایتی از میثاقِ یازده‌هزار نفری در سنگرِ مسجدطوفانِ نوجوانانِ آرمانی در قبله‌ی تهران؛ روایتی از میثاقِ یازده‌هزار نفری در سنگرِ مسجدطوفانِ نوجوانانِ آرمانی در قبله‌ی تهران؛ روایتی از میثاقِ یازده‌هزار نفری در سنگرِ مسجد

در چهره‌هایشان، غمی شیرین و لبخندی پرامید را همزمان می‌دیدم. آن ‌یازده هزار نفر، آمدند تا ثابت کنند روایتِ «فاصله گرفتنِ نسلِ جدید از مسجد»، قصهٔ دروغینی بیش نیست. آن‌ها آمدند تا با دست‌های گره‌کرده و چشم‌هایِ براق‌شان، «مسجد» را نه فقط به عنوان یک مکان، که به عنوان یک هویت، دوباره در مرکزِ نقشهٔ فرهنگیِ این شهر تثبیت کنند.

امروز، قلم در دستِ من می‌لرزد؛ نه از خستگیِ گزارش‌نویسی، که از سنگینیِ این‌همه «امید». وقتی از مصلای حرم بیرون می‌آمدم، دیگر نه یک راویِ شاهد، که یک همراه بودم؛ همراهِ یازده هزار نفری که آمدند، ماندند و با حضورشان، نه تنها عددِ پیش‌بینی‌شده را، که تمام تردیدهای ما را برای آینده، به عقب راندند.

آری؛ قصهٔ شنبه، قصهٔ هشت‌هزار نبود؛ قصهٔ یازده‌هزار «آرمان» بود که در قلبِ ری، جان گرفت.

به قلم: علی زمان

طوفانِ نوجوانانِ آرمانی در قبله‌ی تهران؛ روایتی از میثاقِ یازده‌هزار نفری در سنگرِ مسجدطوفانِ نوجوانانِ آرمانی در قبله‌ی تهران؛ روایتی از میثاقِ یازده‌هزار نفری در سنگرِ مسجد

#حرم_عبدالعظیم_حسنی
#هیئات_نوجوانان_آرمانی
#بدرقه_زوار_اربعین
#علی_زمان

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *